یک مرد دو زن 97

یک مرد دو زن

در روزگاران قدیم، مرد میانسالی دو زن داشت. یکی از زنها مسن و دیگری جوان بود. هر یک از زنها، شوهرشان را خیلی دوست داشتند و تمایل داشتند که او در سنی متناسب با آنها به نظر آید.
پس از گذشت چند سال، موهای مرد به اصطلاح جوگندمی شد. برای زن جوان این اتفاق خوشایند نبود زیرا شوهرش را خیلی مسن تر از خودش نشان می داد. بنابراین هر شب موهای مرد را شانه می کرد و موهای سفیدش را می کَند.
اما سفید شدن موهای مرد، زن مسن تر را خوشحال کرده بود زیرا دوست نداشت دیگران او را با مادر شوهرش اشتباه بگیرند. او هر روز صبح موهای مرد را مرتب می کرد و تا جایی که می توانست موهای سیاه مرد را می کَند. نتیجه این شد که شوهر آن دو زن، بعد از مدت کوتاهی فهمید کاملاً طاس شده است.

 

آموزه این داستان :

اگر به همه خواسته های متفاوت و متناقض دیگران پاسخ دهید به زودی خواهد فهمید که چیزی برای پاسخگویی نخواهید داشت. کسی که اصول و قواعد را برای تأثیرگذاری، خوشایند یا همراهی دیگران زیر پا گذارد در نهایت به شرایطی خواهد رسید که دیگران در برخورد با او، اصول و قواعد لازم را رعایت نمی کنند.
«نه» کلمه ای دوحرفی اما یکی از مهمترین کلمات در رهبری، مدیریت و رشد شغلی است. یادگیری «نه» گفتن (در مواقع لزوم)، یکی از مهمترین مهارتهای کاری، سازمانی و مدیریتی است. نه گفتن به معنی نپذیرفتن کار و مسئولیت یا از زیر کار در رفتن نیست بلکه روشی برای کنترل داشتن بر کار و زندگی شخصی و تعادل بین آنهاست به گونه ای که هم از عهده وظایف و مسئولیت ها به خوبی برآیید و هم رضایت شغلی داشته باشید. مهارت جرات مندی یکی از مهارت های اصلی زندگی است 

 

بیشتر بخوان  زیباترین مجسمه

متن و فایل صوتی این داستان به زبان انگلیسی برای تقویت زبان انگلیسی آورده شده است

In the old days, when men were allowed to have many wives, a middle-aged Man had one wife that was old and one that was young; each loved him very much, and desired to see him like herself. Now the Man’s hair was turning grey, which the young Wife did not like, as it made him look too old for her husband. So every night she used to comb his hair and pick out the white ones. But the elder Wife saw her husband growing grey with great pleasure, for she did not like to be mistaken for his mother. So every morning she used to arrange his hair and pick out as many of the black ones as she could. The consequence was the Man soon found himself entirely bald.
Yield to all and you will soon have nothing to yield.

Aesop’s Fables

560 BC

یک پاسخ به “یک مرد دو زن”

دیدگاهتان را بنویسید